دربند من

سال‌ها پیش در خبری خواندم که بخشي از درختان تاريخي حاشيه خيابان دربند با قدمتی بيش از ۶۰ سال به منظور انجام عمليات عمرانی توسط شهرداری قطع شدند.

امروز نیز چند عکس از خیابان دربند دیدم که چندان اثری از درختان قدیمی آن نبود.

برای من که سال ها در آن محله زندگی کرده‌ام واقعا دردناک بود. سال‌هايی نه چندان دور که حتی به ربع قرن نمیرسد، با صدای بلبل و طوطی روزها را پر نشاط آغاز می کردم، دمادم غروب انعکاس صدای ضربات نوک دارکوب پر پیکره سپیداری پیر شنیدن داشت و شب هنگام از صدای آواز جغدان مست می‌شدم. دوستانی داشتیم (و البته داریم) که برای شنیدن صدای بلبل‌ها شب را در منزل ما به صبح می رساندند. سال‌ها گذشت و اکنون در همان محله، مردمانش سحرگاهان با صدای بوق ماشینی در کوچه پشتی بر می خیزند. 

روزهای آخری که در آن محله بودم، صدایی نبود جز اره برقی و ناله درختان که شب تا صبح در کوچه های دربند می پیچید وهیچگاه نفهمیدم که چرا آن صدا را، هیچ مسئولی نشنید! شاید در جایی دیگر بودند و در خواب، آن هم چه خوابی.

باغ ملک مرده، از باغ شاطر فقط اسمی مانده، تمامی باغ های کوچک و بزرگ خاطره شدند و یا رو به زوال اند، حتی نگذاشتند که حاشیه خیابان، یادآور آن خاطرات باشد وسایه ای برای آنان که در ظهیرالدوله خفته اند.

تورنتو – زمستان ۹۷

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *